تبلیغات
بهارانی كه بی تو نمی آید - دوستت دارم

بهارانی كه بی تو نمی آید

دوستت دارد و از دور کنارش هستی 
روی دیوار اتاق و سر کارش هستی 
آخرین شاعر دیوانه تبارش هستی 
دل من ! ساده کنم ! دار و ندارش هستی

دوستش داری و از عاقبتش با خبری 
دوستش داری و باید که دل از او نبری 
دوستش داری و از خیر و شرش میگــُذری
دل من ! از تو چه پنهان که تو بسیار خری

دوستت دارد و یک بند تو را می خواهد 
دوستت دارد و در بند تو را می خواهد 
همه ی زندگی ات چند ؟ تو را می خواهد 
دل من ! گند زدی ! گند ! تو را می خواهد 

شعر را صرف ِ همین عشق ِ پریشان کردی 
همه ی زندگی ات را سپر ِ آن کردی 
دوستش داری و پیداست که پنهان کردی 
دل من ! هر چه غلط بود فراوان کردی

دوستت دارد و از این همه دوری غمگین 
دوستت دارد و توجیه ندارد در دین
دوستت دارد و دیوانگی ِ محض است این
دل من ! لطف بفرما سر جایت بنشین

مست از رایحه ی کوچه ی نارنجستان 
دوستش داری و مبهوت شدی در باران
دوستش داری و سرگیجه ای و سر گردان 
دل من ! آن دل ِ آرام مرا برگردان ...

لب تو از لب او شهد و عسل می خواهد 
لب او از تو فقط شعر و غزل می خواهد 
دوستت دارد و از دور بغل می خواهد 
دل من ! این همه خان ، رستم ِ یل می خواهد


یاسر قنبرلو

 


نوشته شده در 24 فروردین 94 ساعت 12:08 توسط بهاران . نظرات |


Design By : Pichak