تبلیغات
بهارانی كه بی تو نمی آید - تمام فصل های من

بهارانی كه بی تو نمی آید

دی خانه كرده توی رگ هایت

دستان تو سرد است چون آهن

اردیبهشت هستی ولی گویا

مرداد داری زیر پیراهن

                  

 

 هررشته ازانبوه موهایت

چون سبزه ای بر دامن دشت است

آتشفشانی كهنه در جانم

عشقی كه با شهوت عجین گشته ست

 

 

من دشت لوتم؛ دشت بی برگی

چون ظهر تیرم داغ و جوشانم

آغوش باش این خاك قرمز را

جامی از اندامت بنوشانم

 

 

ای گوهر دردانه ی نادر

دستان تو همتای گنجینه ست

دریا و كوه نور در وهمم

شكل دو پستانی كه بر سینه ست

 

 

ای مرمرین اندام من این بار

آغوش قرمز رنگ می خواهم

تختی كه بر آن صلح روییده

امشب برای جنگ می خواهم

 

 

چنگی بزن بر ساز اندامم

چنگی كه در آن نیست آرامش

هرم نفسهایم گره خوردند

در امتداد ضجه ی خواهش

 

ایمان صابر


نوشته شده در 16 دی 93 ساعت 07:41 توسط بهاران . نظرات |


Design By : Pichak