تبلیغات
بهارانی كه بی تو نمی آید - من ارگ بمم...

بهارانی كه بی تو نمی آید

عاشق شدن پیچیده ام کرد، نه کافرم نه اهل ایمانم

طوفان تهران را که یادت هست؟ هر روز تا آن حد پریشانم!

باید برایم دام بگذاری، باید بیایم دانه بردارم

آیا رهایی غیر تنهایی ست؟ من در به در دنبال زندانم

برنامه ام بعد از تو تکراری ست، قهوه پس از قهوه پس از قهوه

شاید که پیدایت کنم بین، اَشکال راز آلود فنجانم

من کوه بودم، سخت و پا بر جا، باید بپرسی از قدیمی ها

دیدی چه کردی با دلم زیبا؟ حالا فقط یک ارگ ویرانم

باران شروع شد و چترها وا شد، باران تمام و چترها بسته ست

من مثل چتری "موسمی" هستم، من ماجرایی رو به پایانم


حسین دهنوی


نوشته شده در 7 دی 93 ساعت 16:45 توسط بهاران . نظرات |


Design By : Pichak