تبلیغات
بهارانی كه بی تو نمی آید - بگذار سر به سینه ی من تا كه بشنوی

بهارانی كه بی تو نمی آید

آورده است چشــــم سیاهت یقیــــن به من
هم آفـــــــرین به چشم تو هم آفرین به من

من ناگزیر سوختنم  چون که زل زده ست
خورشیــد تیز چشــم تو با ذره بین به من

ای قبلـــه گــاه ناز!نمـــــازت دراز بــاد!
سجــــاده ات شـــدم که بسایی جبین به من

بر سینــــــه ام گذار سرت را که حس کنم
نازل شده ست سوره ای ازکفرودین به من

یـــاران راستیـــن مـــــرا می دهد نشــان
این مـــارهای ســــرزده از آستیـــن به من

تا دست من به حلقـــه زلفت مــــزین است
انگــار داده است ســلیمـــان نگیـــن به من

محـــدوده قلمـــرو من چیـــن زلف توست
ازعـرش تا به فرش رسیده ست این به من

جغـــرافیای کوچک من بــــازوان توست
ای کاش تنگ ترشود این سرزمین به من...


    علیرضا بدیع


نوشته شده در 25 آذر 93 ساعت 15:19 توسط بهاران . نظرات |


Design By : Pichak