تبلیغات
بهارانی كه بی تو نمی آید - حسادت

بهارانی كه بی تو نمی آید


ای که لبخندت از آن روز که یادت دارم
هدیه‌ای بوده که تا روز قیامت دارم


با همه مردم این شهر تو چون می‌خندی
من به سرتاسر این شهر حسادت دارم


بنده عمریست که با خاطره‌ات دور از شهر
کنج یک کلبه‌ی تاریک اقامت دارم


گفته باشند اگر "چیدنِ گل، ممنوع است"
من به بو کردنش از دور قناعت دارم


با همین عشق، همین صبر، همین تنهایی
چشم بد دور! به فرهاد شباهت دارم


و تو شیرینِ من آنقدر تو را می‌خواهم
و چنان سخت بر این امر سماجت دارم


محمد سعید مهدوی



آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکس

نوشته شده در 4 آبان 93 ساعت 10:39 توسط بهاران . نظرات |


Design By : Pichak